رفع الله رایت العباس
رفع الله رایت العباس - مطالب زندگینامه بزرگان

رفع الله رایت العباس

یا علی جان مقتدای من تویی

 

ولادت حضرت فاطمه معصومه(علیها سلام)مبارک باد

 

نوع مطلب :مذهبی ،زندگینامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

 

 

از میان فرزندان  بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع) ، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگیهای خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.

پس از 25 سال که از تولد حضرت امام رضا (ع) گذشته بود ، حضرت فاطمه معصومه(ع) در اوّلین روز ماه ذى قعده سال 173 هـ ق، در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود، آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون(س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان ، هنگامى که حضرت معصومه(س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا(ع) قرار گرفت. با آغاز خلافت مأمون این خلیفه مکار عبّاسى، او نیز همانند اسلاف غدّارش براى مقابله بانفوذ روبه گسترش تعالیم امامان معصوم و اهل بیت(ع) عصمت و طهارت بر دل هاى مشتاقان و جلوگیرى از انسجام سیاسی شیعیان حضرت علی(ع) به ترفندى دیگر متوسّل شده و امام رضا(ع) را به پایتخت خود «مرو» دعوت نمود. امام با اکراه این دعوت را پذیرفتند و بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت(ع) خود را همراه ببرند به سوى «مرو» حرکت نمودند. حضرت فاطمه معصومه(ع) در سال 201 هـ ق، یک سال پس از ورود امام رضا(ع) به مرو، با چهار تن از برادران و گروهى از برادرزادگان  به سوى خراسان حرکت نمودند و چون این کاروان کوچک به حوالی ساوه رسید عدّه اى از دشمنان اهل بیت(ع) به دستور مأمون عبّاسى راه را بر آنان بستند و در یک درگیرى نابرابر همه برادران و تقریباً اکثر مردان همراه کاروان را که حدود 23 نفر بودند به شهادت رساندند. حضرت معصومه(س) از شدّت رنج و تأثّر روحی بیمار گردید و بنا بر قولی حضرت را مسموم کردند . چون شب هنگام خبر به مردم  قم و  آل سعد رسید، موسی بن خزرج به نمایندگى آنان، در همان هنگام از قم به قصد ساوه حرکت کرد تا ایشان را به قم دعوت کند. پس از دیدار حضرت و پذیرفتن دعوت وى، خود زمام مرکب ایشان را در دست گرفت و به سوى قم و به منزل و سراى خویش آورد.

در روایت دیگرى آمده است، هنگامى که حضرت فاطمه معصومه(ع) به شهر ساوه قدم نهاد، از همراهان خود پرسید؛ مسافت این جا تا قم چقدر است. پاسخ را گفتند. در این هنگام به یاد خبرى  از پدرش افتاد. لذا فرمود: مرا به قم ببرید که از پدر بزرگوارم بارها می شنیدم که قم مرکز شیعیان ماست. بدین ترتیب باقیمانده افراد کاروان به جاى رفتن به «مرو» به جانب قم تغییر مسیر داده و در 23 ربیع الاوّل سال 201 هـ ق وارد قم شدند. خبر ورود آن حضرت به قم براى همه مسرّت آفرین و هیجان انگیز بود. بزرگان و سایر مردم، به استقبال آن حضرت آمدند و پروانه وار و مشتاقانه ایشان را در میان گرفتند. در پیشاپیش آنان شخصیت برجسته شهر، موسى بن خزرج اشعرى حرکت نمود و افسار شتر آن حضرت را به دست گرفته و افتخار می کرد تا آنکه  به درخواست او، حضرت در منزلش اقامت نمود.

بیمارى حضرت که از غم هجران برادر و شهادت و مظلومیت دیگر برادران و همراهان و یا سمّى که به ایشان داده شده است، هفده روز ادامه یافت و ایشان بهتر از هرکس به حال خود و کوتاهى عمرش آگاه بود، روزهاى آخر عمر را به عبادت و راز و نیاز با معبود یگانه مشغول بود .

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربیع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان در سن 28 سالگی دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .

 عبادتگاه روزهاى پایانى عمر ایشان، که هم اکنون به  نام «بیت النّور» معروف است ، زیارتگاه شیفتگان اهل بیت(ع) عصمت و طهارت است.

از آنجا که نخستین بار میرابوالفضل عراقى، مسجدی در کنار بیت النور  بنا نمود، آن محله و محوّطه وسیع اطراف آن به «میدان میر» مشهور گردیده است.

پس از وفات، پیکر مطهّر و شریف حضرت فاطمه معصومه (س)  را غسل داده و کفن کردند و باشکوه فراوان تشییع و در محلّى موسوم به «باغ بابلان» که اکنون روضه منوره حضرت است به خاک سپردند. در این که چه کسى بدن مطهّر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد و ایشان را به خاک سپارد، همه متحیر بودند. آل سعد بیش از همه در این باره با هم گفتگو کردند که چه کسى را داخل سرداب نمایند تا جنازه خانم را دفن کند. پس از تبادل نظر، رأى ایشان بر این قرار گرفت که مرد پرهیزکار و خادم بسیار پیر ایشان به نام «قادر»، متصدّى دفن شود. چون دنبال آن پیر مرد صالح فرستادند، ناگاه دو سواره نقابدار از سوى «رمله» (ریگزار) سمت قبله نمایان شدند و به سرعت نزدیک گردیدند و پس از اقامه نماز بر پیکر آن بانوى مکرّمه، یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهّر آن صدّیقه را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن گویند بر اسب هاى خود سوار و از محلّ ناپدید شدند و کسى آن دو نفر را نشناخت. به نظر مى آید که آن دو بزرگوار، دو امام و حجّت خداوند بوده اند.

حضرت معصومه (س) از پرهیزگارترین زنان شیعه و از زنان عالمه و محدّثه بوده  و روایات متعددى از طریق ایشان در کتب احادیث شیعه و اهل سنّت آمده است. ایشان در عبادت و زهد شهره بود و در فضل و کمال، به مدارج عالى نایل آمده است. القاب و صفات بسیارى که حضرت فاطمه معصومه(س) بدان معروف گردید، نشانه سجایاى والاى اخلاقی ایشان است. در یکی از زیارت نامه های آن حضرت، القابى همچون «طاهره» پاکیزه، «حمیده» ستوده خصال، «برّه» نیکو رفتار و تربیت شده، «نقیه» پاک خصلت، «مرضیه» مورد رضای پروردگار، «رضیه» راضى از حق، «محدّثه» راوى حدیث، «شفیعه» شفاعت کننده در روز جزا و «معصومه» به ایشان اطلاق شده است. اما مشهورترین لقب حضرت ، طبق فرموده امام رضا (ع) لقب معصومه است..



رحلت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)تسلیت باد

 

نوع مطلب :مذهبی ،زندگینامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

 

   

برای مشاهده عکس با سایز اصلی کلیک نمایید.

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

برای مشاهده عکس با سایز اصلی کلیک نمایید.


ادامه مطلب

اگر آیت الله جوادی آملی معاند است من هم محاربم

 

نوع مطلب :سیاسی ،زندگینامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

در ادامه مقاله ام در رابطه با شکستن حرمت بزرگان وعلما در چند سال اخیروبه خصوص در چند ماهه بعد از انتخابات باید در ابتدا  این نکته را ذکر نمایم که کسانی که اینجانب در حمایت از آنها اقدام به نوشتن این سطور کرده ام مقام وارزش دینی ومذهبی وعلمی اشان آنقدر بالا ورفیع می باشد که احتیاجی به این حمایت ها ندارند وثانیا با هتک حرمت عده ایی نادان ذره ایی به ساحت مبارکشان لطمه ایی وارد نمی شود.

در هفته نامه ایی تصویری از تعدادی از شخصیت های دینی ومذهبی ،سیاسی،اقتصادی وکشوری ولشگری چاپ نموده است ودر پایین این تصویر جمله ایی را با عنوان یاران هاشمی تیتر نموده وسعی کرده است که در این تصویر وتصاویر ومطالب بعدی که در لایه های داخلی هفته نامه چاپ کرده است به بیننده القا نماید که تمام مشکلات ومعضلات کنونی به گردن هاشمی است ودراین راه این اشخاص اورا یاری می نمایند.

به بخش اول این موضوع وشخص جناب آقای هاشمی رفسنجانی وهمفکران ویارانش در اینجا کاری ندارم باشد در جای دیگر ودر موقعیت دیگر ولی در رابطه یارانش به قول این هفته نامه حرف بسیار است.

در میان افرادی که در این عکس حضور دارند چهره هایی دیده می شود که از نظر علمی ومذهبی ودانش وآگاهی سرآمد روزگار وافتخار شیعه واسلام هستندمانند آیت الله العظمی جوادی آملی(حفظه الله)،آیت الله امینی،آیت الله امامی کاشانی،آیت الله طبسی،محمدی ری شهری و..که عکس وتصویرشان در میان افرادی است که بعضی از آنان بدلایل مختلف در جامعه از اقبال چندانی برخوردار نیستند وحتی بعضی از آنان مورد تنفر مردم هستند.

آیت الله  العظمی عبدالله جوادی آملی در سال 1312در شهر آمل چشم به جهان گشودند،ایشان در آمل  به کسب علوم حوزوی در نزد اساتیدی چون فرسیو،غروی و..پرداختندوبعد با عزیمت به مدرسه مروی تهران نزد اساتیدی مانندشیخ محمدرضامحقق،سید عباس فشارکی،قمشه ایی ومحمدتقی آملی به تحصیل اللهیات،طبیعیات وعرفان پرداخت.ایشان در قم نزد سید حسن طباطبایی بروجردی فقه خواندوبیش از دئازده سال در درس خارج فقه محقق داماد کسب فیض نمود. در همان زمان اساتیدی مانند میرزا هاشم آملی بر دروس ایشان نظارت داشتند.ایشان بعد از تحصیلات تدریس را در سطوح ودوره های مختلفآغاز نمودند.ایشان تالیفاتی در باب تفسیر قرآن،عترت،فلسفه،کلام جدید وقدیم،فقه، اموراجتماعی و معارف دارند وشاگردان بسیاری از محضر ایشان کسب فیض نموده اندواینک خود آنان شاگردانی را پرورش می دهند.

آیا براستی قوم ومردمی را می یابید که با یک همچنین نخبه وعالمی این رفتار را نمایند؟آیا رواست که به خاطر امیال سیاسی عده ایی که خود را خرد ورز ودانا به تمام امور میدانند بدترین وناشایسته ترین رفتارها با یک فقیه بشود؟مگر پست وریاست چه ارزشی دارد که به خاطر آن تمامی ارزش های انسانی را پایمال میکنند؟آیا پس از فقدان یک عالم ویا دانشمندجایگزینی مانند آنان  به وجود می آید؟مگر بعد از دکتر حسابی ها،علامه جعفری ها،علامه تبریزی وآیت الله بهجت ودیگر دانشمندان وفضلا چه ازمنظر علمی وسیاسی ویا از دید دینی ومذهبی جایگزینی برای آنها یافت می شود؟وهزاران سئوال دیگرو...

عده ایی دور فردی که خود را اکنون اعلم فقها ومنهاج ومصباح الهدی می داند جمع شده اند همان که در دوران امام خمینی(ره)اجازه هیچ گونه ابراز نظری نداشت وتمام فقها با نظریات افراطی گرایانه اش مخالف بودند وهستند جمع شده اند وهر کس را که مطابق خواسته های ایشان وگروه ودسته متبوعش نباشد رااز دم تیغ می گذرانند وحرمت هیچ کس را رعایت نمی کنند.آنها بر این باورند که فقط خود وهم حزبی های متبوعشان مسلمان ومتشرع هستند وهرکس بانظرات آنها ضدباشد معاندو محارب وفتنه گر ویا حامی فتنه گران است.

آنها از آیت الله جوادی آملی وبسیاری از بزرگان به این خاطر که ایشان پیام تبریکی به مناسبت پیروزی درانتخابات !برایشان نفرستاد شاکی هستند.آنها از آنجا که آیت الله فیلم هاله نورشان را تکذیب نکرده است ناراحت هستند.ازاینکه علامه فرموده اند با مردم مدارا نمایید وبگذارید مخالفین هم انتقاداتشان را بگویند دلخور هستند.آیا وظیفه یک مجتهد جامع الشرایط این نیست که اگر ظلم برمظلوم را دید آن را محکوم نماید ویا مانند بعضی از مجتهدین حکومتی فقط به به وچه چه کند وچشم خود را بر همه ظلم ها وناحقی ها ببنددو موقعی هم که چند تن را دور خود ببیند جوگیر شود وشعاری که مشرکین به پیامبر اکرم(ص)می گفتند ودرباره آن آیه ایی هم نازل شد به مخالفینش نسبت دهد.من به ایشان حق می دهم پیری است واحتیاط وفراموشی.خداوند عاقبت همه را ختم به خیر کند.

اما به قول قدیمی ها که می گفتند:عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، معلوم شد که کسانی که لاف حمایت از اسلام وقرآن،پیامبر اکرم واهل البیت وعاشورا وامام ورهبری را می زدند به هیچ کدام از آنها اعتقادی ندارند واگر روزی منافع ومصالحشان در خطر باشد حتی به رهبری معظم انقلاب هم خواهند تاخت ولی باید بدانند که آن روز را در گور خود خواهند دید وتا این آرزو را که بتوانند با خدشه وارد کردن به ارکان نظام اسلامی به مقاصد پلیدشان برسند خیالی واهی نموده اند.

در آخر کلام،اگر پندار وفکر متحجرین وخشک مغزان این است که عالمان وبزرگان وفرهیختگان ما به خصوص علامه بزرگوار ازیاران فتنه هستند ودر جناح مخالف آنها حضور دارند در همین جا اعلام میکنم که من با افتخار وغرور سرباز آن بزرگوار هستم واز هیچ کس به غیر از خداوند متعال ترسی دردل راه نمی دهم ودر راه این هدف تامادامی که آن مرجع بزرگوار امر نمایند ایستاده ام ودر راه اسلام ومیهن حاضرم مانند پدر وخیل عظیم شهدا وجانبازان جانفشانی نمایم.اللهم عجل لولیک الفرج.خداوندا عاقبت امورمان ختم به خیر نما.

 



عالمان شهر اخلاق(آیت الله العظمی آقامیرزاجواد تبریزی)

 

نوع مطلب :زندگینامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

آیت الله العظمی آقامیرزاجواد تبریزی

در سال 1305در شهر تبریز در خانواده ای متوسط ومتدین واز پدری بانام(حاج علی کبار)که به تجارت خشکبارمشغول بود ومادری متدین ومومنه به نام خانم(فاطمه سلطان)فرزندی پا به عرصه گیتی نهاد که بعدها مایه فخر ومباهات شیعیان گشت وآن فرزند کسی نبود به غیر از میرزا جواد تبریزی( رحمه الله علیه).


ادامه مطلب

رحلت آیت الله عبدالعزیز حکیم

 

نوع مطلب :زندگینامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

آیت الله عبدالعزیز حکیم از سلاله بزرگوران خاندان حکیم بود.ایشان درمقاطع مختلف یار وحامی مردم رنج دیده و ستم کشیده عراق بودند.ایشان در راه این مجاهدتها رنج فراق از وطن راکشیدند.بعد از سرنگونی رژیم بعث به میهن بازگشتند ودر کنار برادر شان رهبری وهدایت سیاسی مردم عراق را به عهده گرفتند.بعد از شهادت آیت الله محمد باقر حکیم ایشان به رهبری مجلس اعلای عراق رسیدند.چندی بعد ایشان مبتلا به بیماری ریوی شدند و تحت مداوا قرار گرفتند ولی این معالجات مثمر ثمر واقع نشد وروح ایشان به ملکوت اعلا پیوست.این غم بزرگ را به خانواده محترم ایشان بالاخص پسر بزرگوارشان تسلیت عرض مینمایم.





 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو