رفع الله رایت العباس
رفع الله رایت العباس - مطالب شعر

رفع الله رایت العباس

یا علی جان مقتدای من تویی

 

تقدیم به شهدای غواص

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

ننه ش میگفت : بواش قنداقه شو دید

رو بازوش دس کشید مثل همیشه

می گفت دستاش مثه بال نهنگه 

گمونم ای پسر غواص میشه

ننه ش میگفت : همه ش نزدیک شط بود

میترسیدم که دور شه از کنارم 

به مو میگفت : ننه میخام بزرگ شم 

برم سی لیلا مرواری بیارم 

ننه ش میگفت : نمیخاستم بره شط 

میدیدم هی تو قلبم التهابه

یه روز اومد به مو گفت : بل برم شط نفس ، مو بیشتر از جاسم تو آبه 

زد و نامردای بعثی رسیدن 

مثه خرچنگ اوفتادن تو کارون 

کهورا سوختن ، نخلا شکستن

تموم شهر شد غرقابه ی خون

ننه ش میگفت روزی که داشت می زفت 

پسین بود؟ صبح بود؟ یادم نمیاد 

مو گفتم بچه ای ...لبخند زدو گفت 

دفاع از شط شناسنامه نمی خواد

رفیقاش میگن: از وقتی که اومد 

توچشماش یه غرور خاص بوده

به فرماند ه ش میگفته بل برم شط

ماها هفت پشتمون غواص بوده 

ننه ش میگفت : جوون برگ سدرم 

مثه مرغابیای خسته برگشت 

شبی که کربلای چاار لو رفت 

یه گردان زد به خط یه دسته برگشت 

ننه ش میگفت : چشمام به در سیا شد 

دوای زخم نمک سودوم نیومد 

مسلمونا دلم میسوزه از داغ

جوونم دلبرم میسوزه از داغ

جوونم دلبرم رودوم نیومد 

عشیره میگن : از وقتی که گم شد 

یه خنده رولب باباش نیومد

تا از موجای جنازه پس بگیره 

شبای ساحلو دمام میزد 

یه گردان اومده بادست بسته

دوباره شهر غرق یاس میشه 

ننه ش بندا رو وا  میکرد باباش گفت:

مو گفتم ای پسر غواص میشه


اشعار محرم

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله...

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند
کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد وخواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند

 کاظم بهمنی


شعرورودیه کربلا

 

نوع مطلب :شعر ،عکس ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

وقتی نسیم می وزد، این بوی سیب چیست؟
این سرزمین تیره و گرم و غریب چیست؟
بی اختیار باز دلم شور می زند
با من بگو گواه دل بی شکیب چیست؟
شاید رباب بشنود آرام تر بگو
آن تیرهای چلّه نشین مهیب چیست؟
حالا که تیغ خنجرشان برق می زند
فهمیده ام که معنی شیب الخضیب چیست
مادر مرا سپرده به تو جانِ مادرم
آوارگی و یا که اسارت...؟ نصیب چیست؟


عکس: ‏به گمانم که دگر پیرغلامی رویاست 
عهد بستم که محرم زغمت جان بدهم ...‏


شعر میلاد حضرت زینب (س)

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله النور...

شبی كه مطلع مهر از، طلوع زینب(س) بود
فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

 

هزار رود نوا گر ز كوثر و تسنیم
روان به خانه ی زهرا،به بوی زینب(س) بود

هزار چشمه ی خورشید، از كرانه ی شب
دمیده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه بار لب مرتضی(ع) بباغ دعا
ستاره ریز دم مصطفی(ص)،به یارب بود

شراب نور زخمخانه ی سحر، جوشید
كه جام سرخ شقایق،ز می لبالب بود

اگر چه “زین اب ”و را نهاد نام، رسول(ص)
خدای داند، كاو زینب “ام و اب” بود

زنی به همت و مردی، به مردمی سوگند
پس از حسین(ع)، سپهدار عشق، زینب(س) بود

 

مشفق کاشانی

اشعار محرم-شعر 3

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله...
اشکی برای گریه به این دیده ها دهید
دستی برای سینه زدن دست ما دهید
روزی اشک ما بود از روضه ی شما
جز روضه رزق گریه ی ما را کجا دهید
زنجیر و شال و بیرق و پیراهن سیاه
چشم انتظار مانده که اذن عزا دهید
این جا مریض هرچه بخواهید حاضر است
هرکس گرفت چشم شما را شفا دهید
حاجت گرفته بودم و خود بی خبر از آن
از بس که حاجت دل ما بی صدا دهید
بانی روضه های محرم که گشته اید
بانی خیر گشته به ما کربلا دهید
محسن عرب خالقی



اشعار محرم-شعر 2

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله...

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند
کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد وخواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند

 کاظم بهمنی


اشعار محرم-شعر 1

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله...
 
بنال ای دل که دیگر ماتم آمد
بگری ای دیده ایام غم آمد
گل غم سرزد از باغ مصیبت
جهان را تازه شد داغ مصیبت
جهان گردید از ماتم دگرگون
لباس تعزیت پوشیده گردون
ز باغ غصه کوه از پا فتاده
زمین را لرزه بر اعضا فتاده
فلک تیغ ملامت بر کشیده
ز ماه نو الف بر سر شیده
ازین غم آفتاب از قصر افلاک
فکنده خویش را چون سایه بر خاک
عروس مه گسسته موی خود را
خراشیده به ناخن روی خود را
خروش بحر از گردون گذشته
سرشک ابر از جیحون گذشته
تو نیز ای دل چو ابر نوبهاری
به بار از دیده هر اشگی که داری
که روز ماتم آل رسول است
عزای گلبن باغ بتول است
عزای سید دنیا و دین است
عزای سبط خیرالمرسلین است
عزای شاه مظلومان حسین است
که ذاتش عین نور و نور عین است
دمی کز دست چرخ فتنه پرداز
ز پا افتاد آن سرو سرافراز
غبار از عرصهٔ غبرا برآمد
غریو از گنبد خضرا برآمد
ملایک بی‌خود از گردون فتادند
میان کشتگان در خون فتادند
مسلمانان خروش از جان برآرید
محبان از جگر افغان برآرید
درین ماتم بسوز و درد باشید
به اشگ سرخ و رنگ زرد باشید
بسان غنچه دلها چاک سازید
چو نرگس دیده‌ها نمناک سازید
ز خون دیده در جیحون نشینید
چو شاخ ارغوان در خون نشینید
به ماتم بیخ عیش از جان برآرید
به زاری تخم غم در دل بکارید
که در دل این زمان تخم ملامت
برشادی دهد روز قیامت
خداوندا به حق آل حیدر
به حق عترت پاک پیامبر
که سوی محتشم چشم عطا کن
شفیعش را شهید کربلا کن
محتشم کاشانی



شعر میلاد امام زمان (عج)حاج محمود کریمی

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

امشب لبالب می شود دخل همه خمارها
وا می شود با جام می از تشنگان افطارها
گویند کافر می شوم مست و قلندر می شوم
بی پا و بی سر می شوم سر دسته عیارها
از شوق دست افشانم و شعر جنون می خوانم و
در پای دار عشق چون حلاج ها تمارها
تسبیح و جام و مهر و می تکلیف عقل و عشق کی ؟
من خسته ام از این همه تکرار استغفارها
از قلب قرآن و زبور انجیل و تورات و صحف
موعود می آید برون از کل استفسارها
از پرده گر آید برون توحید می گردد فزون
بت می تراشند از قد رعنای او حجارها
جای تمام فرش ها پیش قدوم یار ما
می گسترانند انبیا عمامه ها دستارها
آیینه ی حق منجلی در آینه روی علی
تکثیر شد در آینه تا آسمان کرارها

امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود
پای و سر و دست و دلم از شوق بی حس می شود

از آب زمزم قطره ای بر رخ بزن بیدار شو
از جام کوثر قطره ای بر رخ بزن هشیار شو
بر لوح تقدیر دلت از عرش می آید قلم
بر بندگی اصرار کن گنجینه اسرار شو
از قیدها آزاد شو از اهل عشق آباد شو
مستشهد بین یدیه حضرت دلدار شو
هستی همه از هست او دل را بده بر دست او
بردار خود را از میان بردار شو سردار شو
دنیاست مملو از فتن روح بصیرت بی بدن
این جسم ناسوتی بنه لاهوت را طیار شو
نفس و نفس خیرات کن حب علی اثبات کن
پای رکاب نائبش مقداد شو عمار شو
نور اباصالح ببین می تابد امشب بر زمین
با حضرت روح الامین در سامره احضار شو
چون یوسف کنعان بیا در ازدحام انبیا
با رشته ی جان خودت راهی این بازار شو
بر دامن مادر گلی خوابیده از نسل علی
لالایی مادر ببین مادر منم بیدار شو

در آسمان عصمت چشم خدای دلبری
پیداست مهر مادر و برق نگاه حیدری

بیت کرم بیت خدا بیت امام عسگری
دست پر از خالی من محتاج لطف داوری
گوید فرشته زیر لب با خویشتن یاللعجب
بعد از محمد آمده بار دگر پیغمبری
از هوش رفته یاسمن بر روی دامان چمن
افتاده یاس و نسترن بر شانه ی نیلوفری
جمع کمال انبیا جمع جمال اولیا
رخسار ختم الاوصیا در قاب دست عسگری
عالم دم از او می زند فریاد یا هو می زند
خورشید سوسو می زند در پیش ماه دلبری
در قاب قوسینش ببین محراب جبریل امین
قد قامت ای اهل زمین سرو بلند حیدری
تا من گدای او شدم حاتم گدای من شده
دیوانه ام گر رو کنم بر استان دیگری
امشب به پای مهد تو نور دعای عهد تو
آماده کردم سینه را تا انتقام مادری
پای رکاب حضرتت وقت ظهور قدرتت
جبریل می آرد برای رو خودت شهپری

وقت قیامت ای بنازم صور اسرفیل را
خصم علی می بیند ان دم کار عزرائیل را

ای در جهان یکتا تو و تنها تو و مظلوم تو
مانند مولا برتر و مولا و تو مظلوم تو
ای مالک ملک و ملک فرمانروای نه فلک
حاکم به کل مردم دنیا تو و مظلوم تو
من از طفیل روی تو گشتم فضیل کوی تو
صحرای خشک و تشنه من دریا تو و مظلوم تو
ای فاصل من تا خدا ای واصل ارض و سماء
دائم تو و قائم تو و والا تو و مظلوم تو
شیرین تو و فرهاد من مستی تو و فریاد من
مجنون تو یک عالم و لیلا تو و مطلوم تو
در راه تو خار و خسم من بی کس بن بی کسم
زهرا تو و حیدر تو و طه تو و مظلوم تو
ای وارث خون خدا ای زائر کرببلا
خون خواه مظلومیت زهرا تو و مظلوم تو
شبنم بروی یاس تو زینب تو و عباس تو
مهتاب تو ارباب تو سقا تو و مطلوم تو

شکر خدا بر سفره مولا گدا تکریم شد
روزی ما از خرده های نان تو تقسیم شد
محمود کریمی



اعیاد شعبانیه ومیلاد منجی عالم بشریت مبارک باد

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بیا که جز تو مرا نیست آرزوی کسی
خموشم و ننشینم به گفتگوی کسی
از آن دمی که تو رفتی، به مهر آب قسم
نرفته  آب گوارایی از گلوی کسی
سبوی دل بشکست و بریخت باده صبر
خدا کند که دگر نشکند سبوی کسی
بنای عدل نه، ای آبروی عالمیان
قیام کن که نریزد کس آبروی کسی
ولایت تو نخواهد گذاشت یا مولا
کنیم دست ارادت دراز سوی کسی
ز لشگر تو سرود سرور می شنوم
به کشور تو نباشد کسی عدوی کسی
 ((کلامیم)) به سلامم اگر جواب دهی
به حق هو، نهراسم ز های و هوی کسی
ولی الله کلامی زنجانی


اشعار میلاد حضرت فاطمه الزهرا(س)

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

زِ آدم و خضر و نوح و یونس و هود

بر تو ای عصمتُ الله، درود!

هر چه خوبی که کرده خَلق، خدا

هست در ذاتِ اقدس ات موجود

دختر، امّا به بابِ خود مادر

عبد، امّا حبیبه ی موعود

بوسه زن با هزار شوق و شعف

بر رخ و دست و سینه ات محمود

مژده ی مولد تو یا زهرا

غم ز لوحِ دلِ رسول زدود

چون ز هستیِ خود خدیجه گذشت

بهرِ ترویج دین حیّ ودود

حق، تلافی نمود کارش را

بابِ رحمت، به روی او بگشود

بر خدیجه به جای هستی او

هستی اش را خدا هدیه نمود

پرده بردارم از سخن زیرا

حق بر او گوهری عطا فرمود

هستیِ هستی آفرین زهراست

کوثر و قدر و یا و سین زهراست

 

امیر ایزدی«همدانی»



  • تعداد کل صفحات:4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic