رفع الله رایت العباس
رفع الله رایت العباس - مطالب فروردین 1389

رفع الله رایت العباس

یا علی جان مقتدای من تویی

 

خداوند بی نهایت است...

 

نوع مطلب :مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

خداوند بی نهایت است ولا مکان وبی زمان،اما به قدر فهم تو کوچک می شود وبه قدر نیاز تو فرود می آید،وبه قدر آرزوی تو گسترده می شود،وبه قدر ایمان تو کار گشا می شود،وبه قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود،وبه قدر دل امیدواران گرم می شود...

پدر می شود یتیمان راو مادر،برادرمی شود محتاجان برادری را،همسر می شود بی همسرماندگان را،طفل می شودعقیمان را،امید می شود نا امیدان را،راه می شود گم گشتگان را،نور می شود در تاریکی ماندگان را،شمشیر می شودرزمندگان را،عصا می شود پیران را،عشق می شود محتاجان عشق را...خداوند همه چیزمی شود همه کس را،به شرط اعتقاد،به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس،به شرط...

صدر المتالهین (ملاصدرا)



انقلاب یا کودتا در قرقیزستان؟

 

نوع مطلب :سیاسی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

در چند روز گذشته کشور قرقیزستان شاهد حوادث ورویدادهای تلخ و غم انگیزی است که در آن عده ایی از مخالفان دولت با آشوب وجنجال ،تخریب واغتشاش،ضرب وجرح،قتل وتجاوز،آتش زدن وتخریب اماکن ودارایی های دولتی وشخصی سعی در براندازی دولت کردند ودر این راه نیز به قول خودشان موفق شدند ودولتی که خود با همین راه به منصب حکومت رسیده بودرا برکنار کردند ودولتی کودتایی وموقت تشکیل دادند.

در سال 2005 قربان بیک باقی اف در انتخابات ریاست جمهوری بر عسگر آقایف که می خواست ریاست جمهوری خود را مادام العمر نماید پیروز شد ولی چون عسگر آقایف رای مردم را نپذیرفت مردم نیز با انقلابی معروف به انقلاب گل لاله اورا از حکومت خلع کردند وعسگر آقایف مجبور شد به روسیه فرار کند وقربان بیک باقی اف به ریاست جمهوری رسید.

ناظران سیاسی هر کدام از این روسای جمهور را طرفدار یک کشور می دانستند آنها عسگر آقایف را طرفدار روسها وباقی اف را هوادار غرب می دانند و انقلاب سال 2005 را ساخته وپرداخته غرب وبه خصوص امریکا می دانند.

به هر حال بعد از چهار سال از این اتفاق مردم باز هم به خیابانها ریختند وتغییر نظام حاکم را در کف خیابان های به خون آغشته خواستار شدند و.جالب است رهبری دولت موقت را خانمی به عهده گرفته است به نام رزا اوتانبایوا که خود در کودتا ویا انقلاب مخملی سال 2005شرکت داشته است واز بانیان وسران آن انقلاب بوده است وحال بایک چرخش 180درجه ایی از سمت غرب به دامان روسیه افتاده است.

در این میان موضع گیری دولت وبعضی از رسانه های ایران هم جالب بود .وقتی که آشوبگران وکودتا گران به خیابانها ریختند وجان وناموس وامنیت ودولت قانونی را به خطر وتهدید انداختند ودر ادامه دولت را سرنگون کردند بعضی از خوشحالی سر از پا نمی شناختند وهر روز در بوق وکرنا می کردند که انقلاب مخملی ورنگی ولاله و....سرنگون شدوانقلاب مردمی پیروز شد وپوزه غرب به خاک مالیده شد واز این حرفها...حال چند سئوال برای من وخیلی از کسانی که این چیزها را میشنوند پیش میاید:

1-آیا هرکس که از دولت ویا حکومت کشورش ناراضی باشد می تواند به حکم اینکه این دولت ،دولت غیر قانونی است کودتا کند؟

2آیامطالبه حق وحقوق مساوی است با تخریب،ضرب وجرح وقتل وغارت وایجاد جنگ در خیابانهاواماکن عمومی وشخصی وپایمال کردن حقوق دیگران؟

3-آیا سر سپرده وجیره خوار روسیه بهتر از مزدور آمریکا ویا غرب است ویا سلطه شرقی بهتر از تسلط غربی است؟

4-آیا به این انقلاب انقلاب رنگی ومخملی گفته نمی شود در سال 2005رنگ پرچمها قرمز بود واینک به آبی تبدیل شده است پس چه فرقی بین این وآن است که شما از سرنگونی انقلاب مخملی خوشحالید؟

5-آیا تصور نمی کنید که چند صباحی دیگر عده ایی دیگر این دولت راسرنگون کنند وآن وقت حتما خواهید گفت که مردم غیور حکومت رااز ید کودتا گران در آوردند؟

6-آیا اطلاق انقلابی به تعدادی آشوبگرواوباش که هیچ رحم ومروتی حتی در برابر هم وطنان خود ندارند اشتباه وزشت نیست؟

7-آیا در اینجا هم دست امپریالیسم وbbc&cnnوشبکه های فیس بوک وتوئیتر از آستین کودتا گران در آمده است ویا آنها قصد تخریب این انقلاب را دارند؟

این آقا هم عکس میگیره تا فردا بزاره تووبلاگش پز بده!!!

8-آیا بهتر نیست کمی هم مردم  را آگاه وعاقل فرض نمایید وسعی در وارونه نشان دادن حقایق و رویدادها ننمایید وارائه تحلیلها کمی جانب انصاف را نگاه دارید؟

در آخر ذکر این نکته لازم است که مردم ایران بسیار هوشیار،بینا،آگاه به مسایل سیاسی هستند ودر تمامی موارد مواضع وتحلیل های درستی ارائه می دهند وفریب بعضی شیطنت های رسانه ایی را نمی خورند پس رسانه ها وکارشناسان سعی کنند در انجام کارهایشان وپخش خبر امانت داری را سرلوحه امور خود نمایند.



رحلت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)تسلیت باد

 

نوع مطلب :مذهبی ،زندگینامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

 

   

برای مشاهده عکس با سایز اصلی کلیک نمایید.

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

برای مشاهده عکس با سایز اصلی کلیک نمایید.


ادامه مطلب

راهیان نور یا....

 

نوع مطلب :عکس ،دل نوشته ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

وحالا صدا نور، حرکت" اکشن"!!

این شما واین هم سردار،دکتر،شهردارو...محمد باقرقالیباف

به نظر شما کدامیک از افراد در این عکس ها در حال  کسب معرفت و فیض از شهدا وخاطرات ویادگار های آنان هستند؟


ادامه مطلب

اولین برنامه هیئت رایت العباس(ع)چیذر در سال1389

 

نوع مطلب :برنامه های هیئت رایت العباس(ع) ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

اولین برنامه هیئت رایت العباس(ع)چیذر همزمان با ایام فاطمیه اول ودر سوگ بانوی دوعالم حضرت صدیقه طاهره(سلام الله علیها)برقرار میشود.

زمان:از چهارشنبه 8لغایت 10اردیبهشت ماه 1389ازساعت 17

مکان:شمیران-چیذر-جوار بارگاه امام زاده علی اکبر(ع)ومزارشهدای خونین کفن



میلاد امام حسن عسگری(ع) مبارک باد

 

نوع مطلب :مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

زندگینامه امام حسن عسگری علیه السلام                                                                                    

امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) در سال‌ 232 هجرى‌ در مدینه‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود . مادروالا گوهرش‌ سوسن‌ یا سلیل‌ زنى‌ لایق‌ و صاحب‌ فضیلت‌ و در پرورش‌ فرزند نهایت‌ مراقبت‌ راداشت‌ ، تا حجت‌ حق‌ را آن‌ چنان‌ كه‌ شایسته‌ است‌ پرورش‌ دهد . این‌ زن‌ پرهیزگار در سفرى‌ كه‌ امام‌ عسگرى‌ (ع‌) به‌ سامرا كرد همراه‌ امام‌ بود و در سامرا از دنیا رحلت‌ كرد . كنیه‌ آن‌ حضرت‌ ابامحمد بود .


صورت‌ و سیرت‌ امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌)
امام‌ یازدهم‌ صورتى‌ گندمگون‌ و بدنى‌ در حد اعتدال‌ داشت‌ . ابروهاى‌ سیاه‌كمانى‌ ، چشمانى‌ درشت‌ و پیشانى‌ گشاده‌ داشت‌ . دندانها درشت‌ و بسیار سفید بود . خالى‌ بر گونه‌ راست‌ داشت‌ . امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) بیانى‌ شیرین‌ و جذاب‌ و شخصیتى‌ الهى‌ باشكوه‌ و وقار و مفسرى‌ بى‌نظیر براى‌ قرآن‌ مجید بود . راه‌ مستقیم‌ عترت‌ و شیوه‌ صحیح‌ تفسیر قرآن‌ را به‌ مردم‌ و به‌ ویژه‌ براى‌ اصحاب‌ بزرگوارش‌ - در ایام‌ عمر كوتاه‌ خود - روشن‌ كرد .


دوران‌ امامت‌
به‌ طور كلى‌ دوران‌ عمر 29 ساله‌ امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) به‌ سه‌ دوره‌ تقسیم‌مى‌گردد : دوره‌ اول‌ 13 سال‌ است‌ كه‌ زندگى‌ آن‌ حضرت‌ در مدینه‌ گذشت‌ . دوره‌ دوم‌ 10 سال‌ در سامرا قبل‌ از امامت‌ .
دوره‌ سوم‌ نزدیك‌ 6 سال‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌ مى‌باشد . دوره‌ امامت‌ حضرت‌ عسگرى‌ (ع‌) با قدرت‌ ظ‌اهرى‌ بنى‌ عباس‌ رو در روى‌ بود . خلفایى‌ كه‌ به‌ تقلید هارون‌ در نشان‌ دادن‌ نیروى‌ خود بلندپروازیهایى‌ داشتند . امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) از شش‌ سال‌ دوران‌ اقامتش‌ ، سه‌ سال‌ را در زندان‌ گذرانید . زندانبان‌ آن‌ حضرت‌ صالح‌ بن‌ وصیف‌ دو غلام‌ ستمكار را بر امام‌ گماشته‌
بود ، تا بتواند آن‌ حضرت‌ را - به‌ وسیله‌ آن‌ دو غلام‌ - آزار بیشترى‌ دهد ، اما آن‌ دو غلام‌ كه‌ خود از نزدیك‌ ناظ‌ر حال‌ و حركات‌ امام‌ بودند تحت‌ تأثیر آن‌ امام‌ بزرگوار قرار گرفته‌ به‌ صلاح‌ و خوش‌ رفتارى‌ گراییده‌ بودند . وقتى‌ از این‌ غلامان‌ جویاى‌ حال‌ امام‌ شدند ، مى‌گفتند این‌ زندانى‌ روزها روزه‌دار است‌ و شبها تا بامداد به‌ عبادت‌ و راز و نیاز با معبود خود سرگرم‌ است‌ و با كسى‌ سخن‌ نمى‌گوید .
عبیدالله‌ خاقان‌ وزیر معتمد عباسى‌ با همه‌ غرورى‌ كه‌ داشت‌ وقتى‌ با حضرت‌ عسگرى(ع)‌ ملاقات‌ مى‌كرد به‌ احترام‌ آن‌ حضرت‌ برمى‌خاست‌ ، و آن‌ حضرت‌ را بر مسند خود مى‌نشانید . پیوسته‌ مى‌گفت‌ : در سامره‌ كسى‌ را مانند آن‌ حضرت‌ ندیده‌ام‌ ، وى‌ زاهدترین‌ و داناترین‌ مردم‌ روزگار است‌ . پسر عبیدالله‌ خاقان‌ مى‌گفت‌ : من‌ پیوسته‌ احوال‌ آن‌ حضرت‌ را از مردم‌ مى‌پرسیدم‌ . مردم‌ را نسبت‌ به‌ او متواضع‌ مى‌یافتم‌ . مى‌دیدم‌ همه‌ مردم‌ به‌ بزرگواریش‌ معترفند و دوستدار او مى‌باشند . با آنكه‌ امام‌ (ع‌) جز با خواص‌ شیعیان‌ خود آمیزش‌ نمى‌فرمود ، دستگاه‌ خلافت‌ عباسى‌ براى‌ حفظ آرامش‌ خلافت‌ خود بیشتر اوقات‌ ، آن‌ حضرت‌ را زندانى‌ و ممنوع‌ از معاشرت‌ داشت‌ .
" از جمله‌ مسائل‌ روزگار امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) یكى‌ نیز این‌ بود كه‌ از طرف‌ خلافت‌ وقت‌ ، اموال‌ و اوقات‌ شیعه‌ ، به‌ دست‌ كسانى‌ سپرده‌ مى‌شد كه‌ دشمن‌ آل‌ محمد (ص‌) و جریانهاى‌ شیعى‌ بودند ، تا بدین‌ گونه‌ بنیه‌ مالى‌ نهضت‌ تقویت‌ نشود .
چنانكه‌ نوشته‌اند كه‌ احمد بن‌ عبیدالله‌ بن‌ خاقان‌ از جانب‌ خلفا ، والى‌ اوقاف‌ و صدقات‌ بود در قم‌ ، و او نسبت‌ به‌ اهل‌ بیت‌ رسالت‌ ، نهایت‌ مرتبه‌ عداوت‌ را داشت‌ " . " نیز اصحاب‌ امام‌ حسن‌ عسگرى‌ ، متفرق‌ بودند و امكان‌ تمركز براى‌ آنان‌ نبود ، كسانى‌ چون‌ ابوعلى‌ احمد بن‌ اسحاق‌ اشعرى‌ در قم‌ و ابوسهل‌ اسماعیل‌ نوبختى‌ در بغداد مى‌زیستند ، فشار و مراقبتى‌ كه‌ دستگاه‌ خلافت‌ عباسى‌ ، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ رضا (ع‌) معمول‌ داشت‌ ، چنان‌ دامن‌ گسترده‌ بود كه‌ جناح‌ مقابل‌ را با سخت‌ترین‌ نوع‌ درگیرى‌ واداشته‌ بود . این‌ جناح‌ نیز طبق‌ ایمان‌ به‌ حق‌ و دعوت‌ به‌
اصول‌ عدالت‌ كلى‌ ، این‌ همه‌ سختى‌ را تحمل‌ مى‌كرد ، و لحظه‌اى‌ از حراست‌ ( و نگهبانى‌ ) موضع‌ غفلت‌ نمى‌كرد " .
اینكه‌ گفتیم‌ : حضرت‌ هادى‌ (ع‌) و حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) هم‌ از سوى‌ دستگاه‌ خلافت‌ تحت‌ مراقبت‌ شدید و ممنوع‌ از ملاقات‌ با مردم‌ بودند و هم‌ امامان‌ بزرگوار ما - جز با یاران‌ خاص‌ و كسانى‌ كه‌ براى‌ حل‌ مشكلات‌ زندگى‌ مادى‌ و دینى‌ خود به‌ آنها مراجعه‌ مى‌نمودند - كمتر معاشرت‌ مى‌كردند به‌ جهت‌ آن‌ بود كه‌ دوران‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدى‌ (ع‌) نزدیك‌ بود ، و مردم‌ مى‌بایست‌ كم‌كم‌ بدان‌ خو گیرند ، و جهت‌ سیاسى‌ و حل‌ مشكلات‌ خود را از اصحاب‌ خاص‌ كه‌ پرچمداران‌ مرزهاى‌ مذهبى‌ بودند بخواهند ، و پیش‌ آمدن‌ دوران‌ غیبت‌ در نظر آنان‌ عجیب‌ نیاید . بارى‌ ، امام‌ حسن‌
عسگرى‌ (ع‌) بیش‌ از 29 سال‌ عمر نكرد ولى‌ در مدت‌ شش‌ سال‌ امامت‌ و ریاست‌ روحانى‌ اسلامى‌ ، آثار مهمى‌ از تفسیر قرآن‌ و نشر احكام‌ و بیان‌ مسائل‌ فقهى‌ و جهت‌ دادن‌ به‌ حركت‌ انقلابى‌ شیعیانى‌ كه‌ از راههاى‌ دور براى‌ كسب‌ فیض‌ به‌ محضر امام‌ (ع‌) مى‌رسیدند بر جاى‌ گذاشت‌ .
در زمان‌ امام‌ یازدهم‌ تعلیمات‌ عالیه‌ قرآنى‌ و نشر احكام‌ الهى‌ و مناظ‌رات‌ كلامى‌ جنبش‌ علمى‌ خاصى‌ را تجدید كرد ، و فرهنگ‌ شیعى‌ - كه‌ تا آن‌ زمان‌ شناخته‌ شده‌ بود - در رشته‌هاى‌ دیگر نیز مانند فلسفه‌ و كلام‌ باعث‌ ظ‌هور مردان‌ بزرگى‌ چون‌ یعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ كندى‌ ، كه‌ خود معاصر امام‌ حسن‌ عسكرى‌ بود و تحت‌ تعلیمات‌ آن‌ امام‌ ، گردید .
در قدرت‌ علمى‌ امام‌ (ع‌) - كه‌ از سرچشمه‌ زلال‌ ولایت‌ و اهل‌ بیت‌ عصمت‌ مایه‌ گرفته‌ بود - نكته‌ها گفته‌اند . از جمله‌ : همین‌ یعقوب‌ بن‌ اسحاق‌ كندى‌ فیلسوف‌ بزرگ‌ عرب‌ كه‌ دانشمند معروف‌ ایرانى‌ ابونصر فارابى‌ شاگرد مكتب‌ وى‌ بوده‌ است‌ ، در مناظ‌ره‌ با آن‌ حضرت‌ درمانده‌ گشت‌ و كتابى‌ را كه‌ بر رد قرآن‌ نوشته‌ بود سوزانید و بعدها از دوستداران‌ و در صف‌ پیروان‌ آن‌ حضرت‌ درآمد .
ماجراى‌ جانشین‌ بر حق‌ امام‌ عسگرى‌(ع)
ابوالادیان‌ مى‌گوید : من‌ خدمت‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) مى‌كردم‌ . نامه‌هاى‌آن‌ حضرت‌ را به‌ شهرها مى‌بردم‌ . در مرض‌ موت‌ ، روزى‌ من‌ را طلب‌ فرمود و چند نامه‌اى‌ نوشت‌ به‌ مدائن‌ تا آنها را برسانم‌ . سپس‌ امام‌ فرمود : پس‌ از پانزده‌ روز باز داخل‌ سامره‌ خواهى‌ شد و صداى‌ گریه‌ و شیون‌ از خانه‌ من‌ خواهى‌ شنید ، و در آن‌ موقع‌ مشغول‌ غسل‌ دادن‌ من‌ خواهند بود .
ابوالادیان‌ به‌ امام‌ عرض‌ مى‌كند : اى‌ سید من‌ ، هرگاه‌ این‌ واقعه‌ دردناك‌ روى‌ دهد ، امامت‌ با كیست‌ ؟
فرمود : هر كه‌ جواب‌ نامه‌ من‌ را از تو طلب‌ كند .
ابوالادیان‌ مى‌گوید : دوباره‌ پرسیدم‌ علامت‌ دیگرى‌ به‌ من‌ بفرما . امام‌ فرمود : هركه‌ بر من‌ نماز گزارد . ابوالادیان‌ مى‌گوید : باز هم‌ علامت‌ دیگرى‌ بگو تا بدانم‌ .
امام‌ مى‌گوید : هر كه‌ بگوید كه‌ در همیان‌ چه‌ چیز است‌ او امام‌ شماست‌ .
ابوالادیان‌ مى‌گوید : مهابت‌ و شكوه‌ امام‌ باعث‌ شد كه‌ نتوانم‌ چیز دیگرى‌ بپرسم‌ . رفتم‌ و نامه‌ها را رساندم‌ و پس‌ از پانزده‌ روز برگشتم‌ . وقتى‌ به‌ در خانه‌ امام‌ رسیدم‌ صداى‌ شیون‌ و گریه‌ از خانه‌ امام‌ بلند بود . داخل‌ خانه‌ امام‌ ، جعفر كذاب‌ برادر امام‌ حسن‌ عسكرى‌ را دیدم‌ كه‌ نشسته‌ ، و شیعیان‌ به‌ او تسلیت‌ مى‌دهند
و به‌ امامت‌ او تهنیت‌ مى‌گویند . من‌ از این‌ بابت‌ بسیار تعجب‌ كردم‌ پیش‌ رفتم‌ و تعزیت‌ و تهنیت‌ گفتم‌ . اما او جوابى‌ نداد و هیچ‌ سؤالى‌ نكرد .
چون‌ بدن‌ مط‌هر امام‌ را كفن‌ كرده‌ و آماده‌ نماز گزاردن‌ بود ، خادمى‌ آمد و جعفر كذاب‌ را دعوت‌ كرد كه‌ بر برادر خود نماز بخواند . چون‌ جعفر به‌ نماز
ایستاد ، طفلى‌ گندمگون‌ و پیچیده‌ موى‌ ، گشاده‌ دندانى‌ مانند پاره‌ ماه‌ بیرون‌ آمد و رداى‌ جعفر را كشید و گفت‌ : اى‌ عمو پس‌ بایست‌ كه‌ من‌ به‌ نماز سزاوارترم‌ . رنگ‌ جعفر دگرگون‌ شد . عقب‌ ایستاد . سپس‌ آن‌ طفل‌ پیش‌ آمد و بر پدر نماز گزارد و آن‌ جناب‌ را در پهلوى‌ امام‌ على‌ النقى‌ علیه‌ السلام‌ دفن‌ كرد . سپس‌ رو به‌ من‌ آورد و فرمود : جواب‌ نامه‌ها را كه‌ با تو است‌ تسلیم‌ كن‌ . من‌ جواب‌ نامه‌ را
به‌ آن‌ كودك‌ دادم‌ . پس‌ " حاجزوشا " از جعفر پرسید : این‌ كودك‌ كه‌ بود ، جعفر گفت‌ : به‌ خدا قسم‌ من‌ او را نمى‌شناسم‌ و هرگز او را ندیده‌ام‌ .
در این‌ موقع‌ ، عده‌اى‌ از شیعیان‌ از شهر قم‌ رسیدند ، چون‌ از وفات‌ امام‌ (ع‌) با خبر شدند ، مردم‌ به‌ جعفر اشاره‌ كردند . چند تن‌ از آن‌ مردم‌ نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو كه‌ نامه‌هایى‌ كه‌ داریم‌ از چه‌ جماعتى‌ است‌ و مالها چه‌ مقدار است‌ ؟ جعفر گفت‌ : ببینید مردم‌ از من‌ علم‌ غیب‌ مى‌خواهند ! در آن‌ حال‌ خادمى‌ از جانب‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر ظ‌اهر شد و از قول‌ امام‌ گفت‌ : اى‌ مردم‌ قم‌ با شما نامه‌هایى‌ است‌ از فلان‌ و فلان‌ و همیانى‌ ( كیسه‌اى‌ ) كه‌ در آن‌ هزار اشرفى‌ است‌ كه‌ در آن‌ ده‌ اشرفى‌ است‌ با روكش‌ طلا .
شیعیانى‌ كه‌ از قم‌ آمده‌ بودند گفتند : هر كس‌ تو را فرستاده‌ است‌ امام‌ زمان‌ است‌ این‌ نامه‌ها و همیان‌ را به‌ او تسلیم‌ كن‌ .
جعفر كذاب‌ نزد معتمد خلیفه‌ آمد و جریان‌ واقعه‌ را نقل‌ كرد . معتمد گفت‌ : بروید و در خانه‌ امام‌ حسن‌ عسگرى‌ (ع‌) جستجو كنید و كودك‌ را پیدا كنید . رفتند
و از كودك‌ اثرى‌ نیافتند . ناچار " صیقل‌ " كنیز حضرت‌ امام‌ عسگرى‌ (ع‌) را گرفتند و مدتها تحت‌ نظر داشتند به‌ تصور اینكه‌ او حامله‌ است‌ . ولى‌ هرچه‌ بیشتر جستند كمتر یافتند . خداوند آن‌ كودك‌ مبارك‌ قدم‌ را حفظ كرد و تا زمان‌ ما نیز در كنف‌ حمایت‌ حق‌ است‌ و به‌ ظ‌اهر از نظرها پنهان‌ مى‌باشد . درود خداى‌ بزرگ‌ بر او باد .



گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم

 

نوع مطلب :عکس ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

برای دیدن عکس با سایز اصلی کلیک نمایید. 



خداوندا

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

سال 1388 با تمامی رویدادهایش به اتمام رسید وسال نو آغاز گردید. ابتدا این سال وعید را به تمامی دوستان وهم وطنان عزیزم تبریک عرض می نمایم. مردم ایران طبق رسم دیرینه خود در پای سفره های هفت سین خود جمع می شوند ودر لحظات تحویل سال با راز و نیاز و دعا از خداوند متعال حوایج وخواسته هایشان را طلب می کنند وآرزوها وامیدهایشان را برای خود ودیگران دراین دعاها لحاظ می نمایند.عده ایی در اماکن متبرکه مانند مشهد الرضا(ع)،قم،جمکران،شاه عبدالعظیم وامامزاده صالح(ع) حضور پیدا می کنند ودر ملجاء نورانی آن بزرگواران سال را نو می نمایند.

هرکس به فراخور خود دراین لحظات از خداوند قادر متعال خواسته وآرزویی دارد ،

خداوندا،فرج آقا ومولایمان اباصالح المهدی(عج)را تعجیل نما تا با وجودش در تمام گیتی عدل وانصاف پدیدار گردد

خداوندا،تمام بیماران راشفا عنایت نما تا جمع خانواده هابا حضورشان گرمتر شود

خداوندا،گذشتگان از جمع ما را مورد عفو وبخشش خود قرار ده وبهشت برین را نصیبشان بگردان

خداوندا،بزرگانی که در سال گذشته از بین ما رخت بربستند شافع ما در روز قیامت بگردان

خداوندا،رزق وروزی همه مردم را پر از خیر وبرکت نما وکسب وکار را رونق بخش تا کسب معاش برای همه تسهیل گردد

خداوندا،جوانان را در امور تحصیل ،ازدواج،مسکن وزندگی توفیق روز افزون ببخش وآنان را از فساد وتباهی واعتیاد دور گردان

خداوندا، فضای جامعه را برای مردم شاد وآرام وبدون استرس قرار ده تا بتوانند به راحتی به امور جاری زندگی خود بپردازند

خداوندا،عاقبت مارا ختم به خیر بگردان

خداوندا،هرچه به خیر وصلاح مردم است وتو خود برآن آگاه وواقفی را نصیب گردان وهرچه بدی وشر است از آنان دور گردان

خداوندا،معرفت کامل وبیشتر حفظ دین،قرآن،منزلت اهل البیت(ع)،وطن ومیهن وناموس را به ما عنایت فرما

خداوندا،خادم ودلسوز مردم را حفظ ودشمن وخائن ملت را نابود گردان

خداوندا،دوستان مجازی را در کارهایشان موفق وسربلندگردان وبه آنان صحت وسلامتی عنایت فرما

آمین یا رب العالمین





 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic