تبلیغات

رفع الله رایت العباس
رفع الله رایت العباس - روحانیت شیعی

رفع الله رایت العباس

یا علی جان مقتدای من تویی

 

روحانیت شیعی

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

سالها پیش مردم وقتی از همه جا درمانده وسرخورده می شدند وهیچ پناه وملجائی نمی یافتند بعداز خدا وائمه معصومین (ع)دست به دامان روحانیت وعلمای بزرگوار می شدند وآن بزرگواران نیز بهترین حامی وپشتیبان وسنگ صبور مردم بودند وتاآخرین رمق وتوان دررفع مشکلات ومعضلات مردم می کوشیدندوتارفع گرفتاری اززندگی وروزمره مردم از پای نمی نشستند.

درقبال این ایثار وفداکاری، مردم هم گوش به فرمان اوامر روحانیت بودند واجرای فرامین واحکام علما وروحانیت جزءلاینفک زندگی مردم بود ودر نظر جامعه دیروز حکم روحانیت حکم خدا ورسول خدا(ص) وائمه اطهار(ع)تلقی می گردید وهیچ کس از اجرای آن سرپیچی نمی کرد که این در طول تاریخ گذشته مثال بسیاری دارد مانندحکم منع استعمال تنباکو که توسط آیت الله العظمی شیرازی وضع گردید ودر اجرای آن حتی درباریان قاجار هم بدون درنگ آن را اجرانمودند.

در حافظه تاریخ بسیارازاین احکام دیده میشود ودر طرف دیگرش هم بسیار دیده وشنیده ایم که روحانیت مبارز برای احقاق حقوق جامعه حتی برسر دار شدند وجان خود رااز دست دادند که شیخ فضل الله نوری،آیت الله مدرس و...از بارزترین آنها در عصر معاصر می باشند .

در آن زمان روحانیت خود را فردی از بطن ووجود مردم میدانست ومردم هم با روحانیت احساس آرامش ونزدیکی می کردند ومیان این دوقشر فاصله ایی وجود نداشت وزندگی یک عالم مانند زندگی یک رعیت وفرد معمولی جامعه بود واز ظواهر دنیوی در این زندگی اثری نبود ومردم هم با دیدن اینکه نسخه ایی که علما برایشان تجویز می کنند خود نیز از آن استفاده کرده اند با میل ورغبت فرمانبردار بودند.

علما وروحانیت براثر زهد وتقوا وریاضتی که درکسب علم ودانش می کشیدند به درجات رفیعی دست پیدا می کردند وکلامشان در قلب وروح  مردم نفوذ بسیار داشت وچه بسیار گمراهان که با کوچکترین سخن وکلام بزرگواری به راه روشن و تعالی رسیدند.

اگر به زندگی این علما وروحانیت نگاهی بیندازیم خواهیم دید که در هیچ فعل وکردار آنان دروغ،دورویی،تزویرونیرنگ،پایمال کردن حقوق جامعه و...وجود نداشته وهمه اعمالشان خیر وبرکت دنیوی واخروی برای رهروانشان بوده وهست.عالم وروحانی سیاست داشت اما سیاس ومکار نبود،خمس وزکات بسیار در اختیارش بود ولی خود بر حصیری مندرس ویا تکه فرشی مانند افراد عامی زندگی میکرد، فرزندان واطرافیانش را از سوءاستفاده از جایگاه ومقام ونامش برحذر میداشت وخاطی از منزل واطرافش طرد میگردید، غم همه انسانها غم او و در شادی آنها مسرور بود،روز غلبه شیطان برخودش را روزی می دانست که در برابر کرنش وتعظیم دیگران به خود مغرورمیشد ودستش را برای بوسه زدن کنار نمی کشید و...