تبلیغات

رفع الله رایت العباس
رفع الله رایت العباس

رفع الله رایت العباس

یا علی جان مقتدای من تویی

 

رفع الله رایت العباس(غ)

 

نوع مطلب :عکس ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری



مدافع حرم شهید امیر سیاوشی2

 

نوع مطلب :خادمان هیئت رایت العباس(ع) ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

امیر جان شهادتت مبارك
 
«اذا کان المنادی زینب (س) فأهلا بالشهادة».
«اگر دعوت کننده زینب (س) باشد،
پس
سلام بر شهادت»!

وباید هجرت کرد...

گاهی از سرزمینت .... گاهی از خانه ات .....
گاهی از خودت!...

باید هجرت کرد تا دید.
باید دل برید.
باید دل کند.
باید گذشت...

که ماندن چیزی جز راکد شدن وگندیدن در پی ندارد.

نیامدیم که بمانیم وبگندیم...

آمده ایم که برویم...

باید سیروا فی الارض شوی تا فانظروا گردی تا بتوانی ببینی

شهادت را جز به اهل درد نمی دهند

امیرِ جانَت شدی
و لبیك گفتی
حلالت دلاور
 


مدافع حرم شهید امیر سیاوشی

 

نوع مطلب :خادمان هیئت رایت العباس(ع) ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری


روی سربند کسی که حیدر مذهب است
طرح ناب "کُلُنا عباسُکِ یازینب" است
 
پای زینب کوچه‌ها را یک به یک رَد می‌کنیم
ما دمشقش را شبیه شهر مشهد می‌کنیم
 
نوش جان دشمنش شلیک‌های نابمان
ای همه جان‌ها فدای خواهرِ اربابمان
 
ما به قصد پاسداری از حرم برخاستیم
"شصت و نه" بار از خودش اذن شهادت خواستیم
 
جان سپردن در حرم یک افتخار دائمی‌ست
پس لباس ارتشی اینجا لباس خادمی‌ست
 
سر برای عشق ناچیز است در آیینمان
بند دل‌هامان گره خورده است بر پوتینمان
 
می‌شود فردا پر از لبخند گل‌ها سوریه
خط آهن می‌زنیم از کربلا تا سوریه...



تقدیم به شهدای غواص

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

ننه ش میگفت : بواش قنداقه شو دید

رو بازوش دس کشید مثل همیشه

می گفت دستاش مثه بال نهنگه 

گمونم ای پسر غواص میشه

ننه ش میگفت : همه ش نزدیک شط بود

میترسیدم که دور شه از کنارم 

به مو میگفت : ننه میخام بزرگ شم 

برم سی لیلا مرواری بیارم 

ننه ش میگفت : نمیخاستم بره شط 

میدیدم هی تو قلبم التهابه

یه روز اومد به مو گفت : بل برم شط نفس ، مو بیشتر از جاسم تو آبه 

زد و نامردای بعثی رسیدن 

مثه خرچنگ اوفتادن تو کارون 

کهورا سوختن ، نخلا شکستن

تموم شهر شد غرقابه ی خون

ننه ش میگفت روزی که داشت می زفت 

پسین بود؟ صبح بود؟ یادم نمیاد 

مو گفتم بچه ای ...لبخند زدو گفت 

دفاع از شط شناسنامه نمی خواد

رفیقاش میگن: از وقتی که اومد 

توچشماش یه غرور خاص بوده

به فرماند ه ش میگفته بل برم شط

ماها هفت پشتمون غواص بوده 

ننه ش میگفت : جوون برگ سدرم 

مثه مرغابیای خسته برگشت 

شبی که کربلای چاار لو رفت 

یه گردان زد به خط یه دسته برگشت 

ننه ش میگفت : چشمام به در سیا شد 

دوای زخم نمک سودوم نیومد 

مسلمونا دلم میسوزه از داغ

جوونم دلبرم میسوزه از داغ

جوونم دلبرم رودوم نیومد 

عشیره میگن : از وقتی که گم شد 

یه خنده رولب باباش نیومد

تا از موجای جنازه پس بگیره 

شبای ساحلو دمام میزد 

یه گردان اومده بادست بسته

دوباره شهر غرق یاس میشه 

ننه ش بندا رو وا  میکرد باباش گفت:

مو گفتم ای پسر غواص میشه


اشعار محرم

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله...

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند
کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد وخواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند

 کاظم بهمنی


شعرورودیه کربلا

 

نوع مطلب :شعر ،عکس ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

وقتی نسیم می وزد، این بوی سیب چیست؟
این سرزمین تیره و گرم و غریب چیست؟
بی اختیار باز دلم شور می زند
با من بگو گواه دل بی شکیب چیست؟
شاید رباب بشنود آرام تر بگو
آن تیرهای چلّه نشین مهیب چیست؟
حالا که تیغ خنجرشان برق می زند
فهمیده ام که معنی شیب الخضیب چیست
مادر مرا سپرده به تو جانِ مادرم
آوارگی و یا که اسارت...؟ نصیب چیست؟


عکس: ‏به گمانم که دگر پیرغلامی رویاست 
عهد بستم که محرم زغمت جان بدهم ...‏


عید مبعث مبارک باد

 

نوع مطلب :عکس ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری


الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم


 http://yaranefotros.persiangig.com/10363769_639087586179032_5084458092616941749_n.jpg




شعر میلاد حضرت زینب (س)

 

نوع مطلب :شعر ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله النور...

شبی كه مطلع مهر از، طلوع زینب(س) بود
فروغ روز نشسته، به دامن شب بود

 

هزار رود نوا گر ز كوثر و تسنیم
روان به خانه ی زهرا،به بوی زینب(س) بود

هزار چشمه ی خورشید، از كرانه ی شب
دمیده از دل مهتاب، و چشم كوكب بود

شكوفه بار لب مرتضی(ع) بباغ دعا
ستاره ریز دم مصطفی(ص)،به یارب بود

شراب نور زخمخانه ی سحر، جوشید
كه جام سرخ شقایق،ز می لبالب بود

اگر چه “زین اب ”و را نهاد نام، رسول(ص)
خدای داند، كاو زینب “ام و اب” بود

زنی به همت و مردی، به مردمی سوگند
پس از حسین(ع)، سپهدار عشق، زینب(س) بود

 

مشفق کاشانی

حرمت نوروز

 

نوع مطلب :عکس ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری



حرمت نوروز

 

نوع مطلب :عکس ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری



اشعار محرم-شعر 3

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:حمید افشاری

بسم الله...
اشکی برای گریه به این دیده ها دهید
دستی برای سینه زدن دست ما دهید
روزی اشک ما بود از روضه ی شما
جز روضه رزق گریه ی ما را کجا دهید
زنجیر و شال و بیرق و پیراهن سیاه
چشم انتظار مانده که اذن عزا دهید
این جا مریض هرچه بخواهید حاضر است
هرکس گرفت چشم شما را شفا دهید
حاجت گرفته بودم و خود بی خبر از آن
از بس که حاجت دل ما بی صدا دهید
بانی روضه های محرم که گشته اید
بانی خیر گشته به ما کربلا دهید
محسن عرب خالقی



  • تعداد کل صفحات:21 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...